ابراهيم عاملي ( موثق )
99
تفسير عاملي ( فارسي )
فرستاد و رسول را از آن حال معلوم كرد . « إِذْ يُبَيِّتُونَ » 108 فخر : مقصود از اين جمله آنست كه طعمة بن ابيرق با - خود گفت : يهودى را متّهم ميكنم كه زره را دزديده است و سوگند ياد ميكنم كه من ندزديدهام و پيغمبر سوگند مرا مىپذيرد كه مسلمان و بر دين او هستم ، و اگر اعتراض شود كه معنى « يُبَيِّتُونَ » اين است كه اشخاص با يكديگر شور كنند و رأى دهند ، و انديشه ى يك نفر با اين معنى سازگار نيست ، جواب اين است كه حقيقت كلام آن است كه قائم بنفس باشد و بعقيده ى ما كلام حقيقى همان نيروى سخن گفتن آدمى است ، پس با اين نظر اشكال نيست در اين معنى كه ما گفتيم ، و شايد مقصود اين باشد كه طعمة بن ابيرق با ياران خود در شب نقشه ى اين دزدى را معيّن كرده - اند و سؤال و جواب با پيغمبر ( ص ) را پيشبينى كردهاند . « ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ جادَلْتُمْ عَنْهُمْ » 109 فخر : يعنى بر فرض از طعمة و خويشانش دفاع كرديد ، آيا در عالم ديگر كه او بسزاى عملش گرفتار شد چه كس از او دفاع خواهد كرد ؟ و عبد اللَّه مسعود چنين قرائت كرده است : « جادلتم عنه » يعنى شما از طعمة دفاع ميكنيد . « وَمَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَه » 110 مجمع : آنكه معصيت و كار زشت كند و يا مرتكب جرم شود ، و بعضى گفتهاند : عمل سوء يعنى زره دزدى و ظلم بنفس يعنى اتّهام ببيگناه . « ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّه تا آخر آيه » 110 فخر : اين جمله ها ميفهماند : توبه پذيرفته مى - شود از هر گناه كه باشد اگرچه كفر و آدم كشى باشد . و نيز ظاهر آن اشعار دارد كه استغفار براى آمرزش همه ى گناهان كافى است . عبده : مقصود از « غَفُوراً رَحِيماً » كه در آخر اين آيه هست اين است كه شخص پشيمان و تائب چون استغفار مىكند در خود احساس مىكند كه از گناه بدش ميآيد و گناه زشت و ناپسند است ، همين حالت او معنى مغفرت و رحمت خداوند است ،